علی کوچولوعلی کوچولو، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 8 روز سن داره

علی طلا شیطون بلا

در هم بر هم

1393/11/8 17:17
نویسنده : مامان فهیمه
817 بازدید
اشتراک گذاری

تو این پست یه سری از عکسایی که واسه قبل بوده یادم رفته بزارم و یه سری از شیطنتها و سرگرمیهای این روزا رو گذاشتم

دالی بازی با مامان

دالی

کار همیشگیت همینه میری پشت پنجره و با خودت و درختای بیرون  ,تو ذهنت با نیکا دختر همسایه حرف میزنی اینجا هم داشتی واسه من توضیح میدادی که " نیگاش کون دی یختا , بگاااا سبزه " به نگاه کن یا نگام کن میگی نیگاش کونخندونک دی یخت هم که همون درخته,بگ هم که همون برگه...

درختا و برگا

روزی هزار  بار این کشوها باز و بسته میشه

کنجکاویهای علی

این زیر هم گاهی وقتا تنهایی هاتو پر میکنهخندونک

خخخخخ زیر مبل

تو این عکسم شدی فروشنده داری به مامان اینارو میفروشی

آقای فروشنده       آقای فروشنده

اینم بازیهای با اسب دوست داشتنیت.که خودتم انتخابش کردی واسه خرید.منم اصلا دوسش ندارمخطا

اسب سواری       اسب سواری        غذا خوردن با اسب

اینجا داشتی به اسبت غذا میدادی

یه مدت پیش هم مامان جون اینا اسباب کشی داشتن تو هم اونجا تو اون خونه ی خالی اینجوری خودتو سرگرم میکردیخندونک

وروجک کجا رفتی

قربون اون فوضولی هات

تو رو خدا ببین خودتو

13 دی ماه هم سالگرد نامزدیه من و بابا بود که یه کیک فوری درست کردم بعد ]چراغارو خاموش کردیم با هم رفتیم تو اتاق منتظر شدیم تا بابا بیاد تا بابا رسید شما نصفه کیکو خوردی و کیکمون اینجوری شدخوشمزه

مراسم کیک خوری       مراسم کیک خوری

مراسم کیک خوری       مراسم کیک خوری

کیک و موش خورده

بعضی وقتا که میریم خونه مامان جون حوصلت سر میره میری صندلی میاری میزاری پشت پنجره و نظاره گر بیرون میشی.

به چه مینگری

قبلا گفته بودم که خوب غذا میخوری.در کل بد خوراک نیستی و تقریبا همه چیز میخوری به جز چیزای ترش.میوه هم خدا رو شکر خیلی خوب میخوری.یه روز گفتم بزار یه تنوعی توی ظاهر میوه ها بدم که واست جذاب باشه.نگو تو همون شکل قدیمیه میوه خوردن و بیشتر قبول داشتی,چون وقتی میوه ها رو اینجوری کردم فقط بازی کردی و اصلا نخوردی میبینی تو رو خدا پسره ما رو باشچشمکخنده چوبها رو ضربدری میزاشتی و هواپیما بازی میکردیخندونک

مراسم میوه خوری

و دوباره بازی با لگو ها و ساختن آسمان خراش...

ساختمان ساز کوچک       ساختمان ساز کوچک

اینجا هم محو تماشای تی وی هستی و به هیچ وجه حاضر نشدی نیم نگاهی به لنز دوربین بندازی.این سه تارم توی خیابون یه پسر بچه مدلای مختلفشو میفروخته باباهم از اونجایی که میدونست گل پسرش علاقه ی زیادی به موسیقی داره واست میخره خدا رو شکر هنوز سالمه و تارها سر جاشون هستنخندونک

علی و سه تارش

این حیوونای بد بخت رو هم اصلا تحویل نمیگیری قهر مگر اینکه خودم بیارم و باهات بازی کنم. باهاشون آموزش حیوانات اهلی وحشی هم بهت دادم البته گاو گوسفندو سگ و گربشو قراره بخریم,نیست که خیلی بهشون علاقه نشون میدیچشمک

بازی با حیوانات

حیوانات وحشی

حیوانات اهلی

چند شب پیشم با عمو سیروس وخاله مریم واسه شام رفتیم امارت شاپوری که خیلی فضای قشنگی داره .تو واسه دومین بار میرفتی دفعه پیش خیلی کوچولو بودی و غذا نخوردی ولی این دفعه از اول که نشستی روی صندلی یه ریز گفتی غذا و خوبم نوش جان کردیخوشمزه فقط ازماست خوردنت عکس دارم.

پسرم در انتظار غذا

ای جانم

ای جانم

عشقمی خوشمزه 

این عکسم خوب نشده اصلا کیفیت نداره فقط به خاطره امارت گذاشتم شاید بعدها که بزرگ شدی اینجا دیگه نباشه...

عکس سه نفره

 

 

 

پسندها (9)

نظرات (19)

مریم مامان آیدین
9 بهمن 93 12:18
سلام فهیمه جونم....خوبین عزیزم وااای دوستم....من عاااشق اون ماست خوردن علی شدم خداروشکر که خوش خوراکه....حتما براش اسفند دود کن و صدقه بزارد و آیة الکرسی بخون فهیمه جونم لگو بازیشو عشقهبرای این سنش خیییلی خوب برج سازی میکنه هاااا سالگرد نامزدیتون هم مبارک عزیزم...ایشالا هرروزتون شادتر و خوشبخت تر از دیروز باشه کیک خوردنشو جوجو اون اسب خیییلی هم نانازه.....سلیقه بچه ها کلا با ما فرق داره.....آیدین هم عاااشق ماشین های پلاستیکیه و من هی میرم سراغ خوشگل و رنگی و چرخدنده دار ولی اون تا تو شمال و شهرستان ها از این دستفرش ها پلاستیکی میبنه ضعف میکنه و این کشوی قاشق و چنگال خونه ما هم روزی صدبار توسط کودکمان رصد میشه...چه جذابیتی داره من هم نمیدونم خیییلی ببوسش علی ناز منو عزیزم
مامان فهیمه
پاسخ
سلام عزیزم ممنونمآره مریم جون من خودم هم ماست خوردنشو دوست داشتم ولی همش نگرانه کثیف شدن بودم.هی به خودم میگفتم بزار راحت باشه دوباره طاقت نمیاوردمجدیدا دارم رو خودم تو این زمینه کار میکنم. ممنونم عزیزم از تبریک قشنگت علی هم این روزا اسباب بازی که بیشترین کاربرد و واسش داره همین لگو ها هست. علی کوچیکتر که بود رفتیم تو یه مغازه نشست رو این اسبه و دیگه بلند نشد هر کار کردیم هر چی میگفتیم ببین این قشنگتره اصلا به حرف ما گوش نمیکرد فقط میگفت این .تازه وقتی هم خریدیمش از روش بلند نمیشد باباش با همین اسبه بغلش کرد و سوار ماشینش کرد حالا این وسط معلوم نیست اونا از نظره ما کج سلیقه ان یا ما از نظر اونا پس معلومه بچه ها همه یه شباهتایی با هم دارن
مامان فرح
9 بهمن 93 14:43
فهیمه جان،عکس ها عالی بود ،علی جون رو ببوس
مامان فهیمه
پاسخ
ممنونم عزیزم .منتظره دیدن روی ماهه دخملی ناز هستم.البته اون گوشه عکسه کوچیکش و دیدم چه موهای بور و نازی داره.ماشالا...
عمه فروغ
9 بهمن 93 16:07
به به چه عکس های خوشگلی مخصوصا اون که کنار پنجره ایستاده و بیرون رو نگاه میکنهخوشحالم که بهتون خوش گذشته ان شاا.. همیشه شاد و خوش باشید.سالگرد نامزدیتون هم مبارک ان شاا.. سال های سال در کنار هم به خوشی زندگی کنید
مامان فهیمه
پاسخ
ممنونم دوست عزیزم که ما رو همراهی میکنیممنون از مهربونیات
مامان علی
10 بهمن 93 23:07
سلام عزیزم،اول از همه سالگرد نامزدیت وتبریک میگم امیدوارم سالها خوب وخوش وسرشار ازعشق کنارهم زندگی کنین عشقولانه هاتون فراوون باشه گلم.
مامان فهیمه
پاسخ
سلام عزیزم ممنونم به همچنین شما هم خوب و سالم شاد در کنار هم باشید
مامان علی
10 بهمن 93 23:19
ای جونم چه عکسهای بانمکی،چه بامزه ازهر تنگنا وسوراخی کله کشیده جیگر وای که من عاشق وقتیم که علیم با خودش. میشینه حرف میزنه اونم ازهر دری!!!! بازی با وسایل اشپزخونه هم که خیلی بر اشون جذابه! "فروشنده کوچولو رو عشقست، این سبک اسب بازی یادمه از خیلی قبل تر ها ازبازیهای محبوب بچه هابوده وهست،اونی که طراح وسازندش بوده خیلی شخصیت کودکانه و کودک پسندی داشته! ای جانم به اسبش غذا هم میده.بوس بوسیش کن عزیزم و
مامان فهیمه
پاسخ
بچه ها وقتی با خودشون حرف میزنن آدم دلش میخواد همینجوری بشینه نگاهشون کنه ولی متوجه میشن و دیگه کاتش میکنن یه دست حسابی میزنیم واسه سازنده این اسباب بازی
مامان علی
10 بهمن 93 23:28
قربون کیک خوردنش،یعنی عاشقشم که اینقدر خوش خوراکه،ما هزاررنگ ولعابم بدیم پسرکمون فقط بازی میکنه! لب نمیزنه الهی دلتنگی وبی حوصلگیش وقربان بشم سه تار خوشکلی مبارکه اتفاقا منم چند وقته پی سه تار و یا گیتار و....واسه علی میگردم ولی اغلب گرون وسنگین بودن هنوز موفق نشدم! پست قشنگ و شادی بود ایشالله سلامت وخوش باشین خانمی،علی کوچولو رومیبوسم شب خوش
مامان فهیمه
پاسخ
ایشالا علی جونمم همینجوری که داره بزرگ میشه غذا خوردنشم بهتر و بهتر بشه .حاله مامانشم the bestبشه. این سه تاره خوبه سبکه وزنی نداره.منم.دنباله گیتار بودم ولی خیلی کوچیک بودن سایزشو دوست نداشتم.امان از ما مامانا که به قول مریم جون این همه فکره اسباب بازی هستیم واسه بچه هامون بدونه اینکه خودشون بدونن یا درخواست کنن.دیدی بعضی وقتا بچه ها خودشون شبیه سازی میکنن و از یه چیز به عنوان یه چیزه دیگه استفاده میکنن مثلا علی از جارو دسته بلنده اشپزخونه به عنوان گیتار استفاده میکرد و این خودش خلاقیته ولی متاسفانه ما سریع میریم اصلشو واسشون میخریم و خلاقیتشون و کور میکنیم.فکرم میکنم که اون گیتار تقلبی رو بیشتر میپسندن.
فریده
11 بهمن 93 8:29
سالگرد نامزدی تون مبارک ، امیدوارم سالها کنار هم با عشق و محبت زندگی کنید . علی کوچولوی ما رو هزار تا بوس گنده کن که دل ما رو برده ، مخصوصاً اون عکس ماست خوردنش عالیه . عمارت شاپوری واقعاً زیباست . اگه این خانه ما بود چه کیفی می داد. من که می گذاشتم دو جین بچه گیرم بیاد و توی حیاطش بازی و سر و صدا کنن .
مامان فهیمه
پاسخ
مرسی فریده جونم بابت تبریکت آره والا گل گفتی باید میزاشتیم دو سه جین بچه گیرمون بیاد و همش تو حیاط و مشغوله بازی .انقدرم بکن نکن نمیشنیدن تو این یه وجب خونه های امروزی.بعد میگیم چرا اعتماد به نفسشون پایینه طفلیا تا میخوان یه کم تکون بخورن میگیم ندو نپر طبقه پایینیا خوابن نزنی به تلوزیون رو میز نرو رو مبل نپر و...
مهتاب
11 بهمن 93 16:01
ای جانم چقدر نازی شما خاله جون خاله جون علیرضای منم توی مسابقه عکس شرکت کرده میشه بری بهش رای بدی؟ یه دنیا ممنون اینم لینکش http://photo.ninisite.com/Showphoto.aspx?vid=2015011122090505397
مامان فهیمه
پاسخ
چشم عزیزم حتما
مامان امیرعطا
13 بهمن 93 17:47
سلام عزیزم. سالگرد نامزدیتون مبارک. جونممممممممممم خاله ای چه عکسایییی بوسسس.
مامان فهیمه
پاسخ
سلام عزیزم ممنونم
مامان شراره(راحله عباسی)
13 بهمن 93 19:32
فهیمه جون به به مثل همیشه قشنگ بود خاطرات زیبا.... سالگرد عاشقانه هاتون مبارک همن اتفاق اسب واسه ما هم افتاد البته یه گوزن بادی آبی حیف که شکلکا کار نمی کنه وگرنه کلی بوس می ذاشتم واستون از آشنایی باهاتون خیلی خوشحالم بووووووووووووس
مامان فهیمه
پاسخ
سلام عزیزم مرسی.ممنون از تبریکتهمه بچه ها همینن دیگه منم خیلی خوشحالم که یه دوست هم استانیه دیگه پیدا کردم.
spatra
18 بهمن 93 3:14
به به كلي لذت بردم مامان مهربون كلى اين قند عسل رو ببوس در ضمن دوستم دو تا پست آپ كردم خوشحال ميشم به ما هم سر بزنى
مامان فهیمه
پاسخ
ممنونم عزیزمچشم حتما
آیسان ، ترانه
23 بهمن 93 15:46
سلام دوست عزیز ... از وبلاگ زیبای شما دیدن کردم ، خسته نباشید ... خوشحال میشم به من هم سر بزنید ... منتظر حضور و نظرات مکتوب شما هستم ... سپاس ... من لینکتون کردم دوست داشتید منم لینک کنید
الهه مامان آرمین
25 بهمن 93 16:50
سلام خوشحالم به وبلاگتون اومدم، شما هم به ما سر بزنید، پسر منم چند ماه از علی جون بزرگتره با افتخار لینک کردم
مامان فهیمه
پاسخ
سلام لطف کردین چشم حتما منم با افتخار لینکتون میکنم
مامان سمانه
26 بهمن 93 19:34
ای جون دلم علی خوشکل و خوشتیپ عمارت شاپوری خوش گدشت اتفاقا ما هم هفته پیش برای بار اول متین بردیم عکسهاش در پست بعدی میذارم بووووس این مامانت خیلی بی معرفته تو یک شهر زندگی میکنیم ولی برای یکبار هم دیگه رو ندیدیم
مامان فهیمه
پاسخ
ممنونم عزیزم .انشالا به سلامتی.منتظره عکسای متین جون هستیم عزیزم باید تو ساله جدید یه برنامه ریزی کنیم تا با هم حضوری آشنا بشیم اتفاقا منم خیلی خوشحال میشم دوستای جدید پیدا کنم.
مریم مامان آیدین
29 بهمن 93 12:22
سلام فهیمه جونم اینجارو تاره پیدا کردم همه کارتون های کانال پویا رو داره میتونی و بری و دانلود کنی این قسمت مهارت های زندگیه من خودم کلی برای آیدین دیشب دانلود کردم http://www.telewebion.com/fa/39123/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C.html
مامان فهیمه
پاسخ
سلام عزیزم ممنونم چشم حتما میرم ممنونم که به یاد ما هم بودی
مامان علی
29 بهمن 93 17:07
پ خ
مامان امیرعباس و ارغوان (دوقلوها)
1 اسفند 93 18:09
سلام فهیمه جون ممنون از اینکه همیشه بهمون سر میزنی . من یکی از طرفدارای علی کوچولوی دوست داشتنیم عاشقشم .... راستی اون عکس سه نفری هم خیلی خوشگله . دوستتون میدایریم
مامان فهیمه
پاسخ
ممنونم عزیزم لطف داریدل به دل راه داره خانمی
♥ایدا♥
1 اسفند 93 19:29
چه پسره خوشگلی قربونش بشم الهی به منم سربزنید اپم
مامان امیرعطا
5 اسفند 93 1:32
وایییییییییی شما کجایین؟؟؟ چرا آپ نمی کنی مامان خانومی؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
مامان فهیمه
پاسخ
سلام عزیزم ممنونم که ما رو همراهی میکنی چشم به زودی