در هم بر هم
تو این پست یه سری از عکسایی که واسه قبل بوده یادم رفته بزارم و یه سری از شیطنتها و سرگرمیهای این روزا رو گذاشتم
دالی بازی با مامان

کار همیشگیت همینه میری پشت پنجره و با خودت و درختای بیرون ,تو ذهنت با نیکا دختر همسایه حرف میزنی اینجا هم داشتی واسه من توضیح میدادی که " نیگاش کون دی یختا , بگاااا سبزه " به نگاه کن یا نگام کن میگی نیگاش کون
دی یخت هم که همون درخته,بگ هم که همون برگه...

روزی هزار بار این کشوها باز و بسته میشه

این زیر هم گاهی وقتا تنهایی هاتو پر میکنه

تو این عکسم شدی فروشنده داری به مامان اینارو میفروشی

اینم بازیهای با اسب دوست داشتنیت.که خودتم انتخابش کردی واسه خرید.منم اصلا دوسش ندارم

اینجا داشتی به اسبت غذا میدادی
یه مدت پیش هم مامان جون اینا اسباب کشی داشتن تو هم اونجا تو اون خونه ی خالی اینجوری خودتو سرگرم میکردی



13 دی ماه هم سالگرد نامزدیه من و بابا بود که یه کیک فوری درست کردم بعد ]چراغارو خاموش کردیم با هم رفتیم تو اتاق منتظر شدیم تا بابا بیاد تا بابا رسید شما نصفه کیکو خوردی و کیکمون اینجوری شد



بعضی وقتا که میریم خونه مامان جون حوصلت سر میره میری صندلی میاری میزاری پشت پنجره و نظاره گر بیرون میشی.

قبلا گفته بودم که خوب غذا میخوری.در کل بد خوراک نیستی و تقریبا همه چیز میخوری به جز چیزای ترش.میوه هم خدا رو شکر خیلی خوب میخوری.یه روز گفتم بزار یه تنوعی توی ظاهر میوه ها بدم که واست جذاب باشه.نگو تو همون شکل قدیمیه میوه خوردن و بیشتر قبول داشتی,چون وقتی میوه ها رو اینجوری کردم فقط بازی کردی و اصلا نخوردی میبینی تو رو خدا پسره ما رو باش
چوبها رو ضربدری میزاشتی و هواپیما بازی میکردی

و دوباره بازی با لگو ها و ساختن آسمان خراش...

اینجا هم محو تماشای تی وی هستی و به هیچ وجه حاضر نشدی نیم نگاهی به لنز دوربین بندازی.این سه تارم توی خیابون یه پسر بچه مدلای مختلفشو میفروخته باباهم از اونجایی که میدونست گل پسرش علاقه ی زیادی به موسیقی داره واست میخره خدا رو شکر هنوز سالمه و تارها سر جاشون هستن

این حیوونای بد بخت رو هم اصلا تحویل نمیگیری
مگر اینکه خودم بیارم و باهات بازی کنم. باهاشون آموزش حیوانات اهلی وحشی هم بهت دادم البته گاو گوسفندو سگ و گربشو قراره بخریم,نیست که خیلی بهشون علاقه نشون میدی



چند شب پیشم با عمو سیروس وخاله مریم واسه شام رفتیم امارت شاپوری که خیلی فضای قشنگی داره .تو واسه دومین بار میرفتی دفعه پیش خیلی کوچولو بودی و غذا نخوردی ولی این دفعه از اول که نشستی روی صندلی یه ریز گفتی غذا و خوبم نوش جان کردی
فقط ازماست خوردنت عکس دارم.



این عکسم خوب نشده اصلا کیفیت نداره فقط به خاطره امارت گذاشتم شاید بعدها که بزرگ شدی اینجا دیگه نباشه...



در هم بر هم 







